لجبازی چیست؟

لجبازی کودک به هرگونه رفتار و مقاومت کودک در مقابل خواسته والدین گفته نمی‌شود بلکه هرچه کودک از بدو تولد بزرگ‌تر می‌شود توانمندی‌های او هم بیشتر می‌شود، این افزایش توانمندی‌های ذهنی و جسمی موجب شکل‌گیری استقلال‌طلبی در کودک می‌شود و هرچقدر کودک در اثر رشد توانمند‌تر شود، بر میزان استقلال‌طلبی و خودمختاری او نیز افزوده می‌شود. بر این اساس گاهی اوقات برخی از خواسته‌ها و انتظارات کودک در مقابل خواسته‌ها و انتظارات والدین قرار می‌گیرد و درنتیجه جدال و تعارض بین والدین و کودک امری اجتناب‌ناپذیر و قابل پیش‌بینی است.

مثلاً کودکی که این توانایی را به دست آورده است که خودش لباسش را بپوشد، در مقابل خواسته مادر برای پوشیدن لباسی خاص مقاومت می‌کند و درنتیجه بین او و مادر تعارض به وجود می‌آید. این استقلال‌طلبی به‌گونه‌ای است که به‌طور طبیعی ممکن است کودکان گاهی به نیمی از خواسته‌ها و دستورات والدین عمل نکنند که البته این مقدار از حرف‌نشنوی کاملاً طبیعی و عادی هست. وظیفه والدین این است که ضمن کمک به رشد و استقلال‌طلبی کودک، رفتارهای خودمختارانه او را نیز مدیریت نمایند و رفتارهای مناسب را به او آموزش دهند و در این شرایط باید بین حفظ اقتدار خود و میل به استقلال‌طلبی کودک تعادل ایجاد کنند.

اما شدت خودمختاری و استقلال‌طلبی و درنتیجه میزان نافرمانی و حرف‌نشنوی برخی از کودکان بیش‌ازحد طبیعی است که در این شرایط رفتار کودک لجبازی تلقی می‌شود. کودک لجباز با قشقرق، گریه کردن، پا به زمین کوبیدن، جیغ کشیدن، فریاد زدن و … سعی می‌کند به خواسته خود برسد. حرف‌نشنوی و نه گفتن‌هایش بیش‌ازحد طبیعی می‌شود و بیش از نیمی از دستورات والدین را نادیده می‌گیرد و مشکلات بسیار زیادی برای والدین و اطرافیان ایجاد می‌کند؛ بنابراین در صورت تکرار زیاد این رفتارها به صورتی که به شکل یک عادت دربیاید کودکی لجباز خواهیم داشت.

نقطه مقابل لجبازی

 در مقابل کودکان لجباز کودکانی هستند که میزان استقلال‌طلبی و خودمختاری آن‌ها به‌اندازه کافی رشد نکرده است و کودکانی کاملاً مطیع و فرمان‌بردار می‌باشند؛ به‌گونه‌ای که هرگز در مقابل خواسته و دستورات قرار نمی‌گیرند و از خود استقلال‌طلبی چندانی نشان نمی‌دهند. متأسفانه بسیاری از والدین و اطرافیان این کودکان به‌اشتباه چنین رفتارهایی را تشویق می‌کنند و به این کودکان القابی چون نجیب و مؤدب می‌دهند. این کودکان مطیع که بعداً معمولاً خجالتی و کم‌ٰرو نامیده می‌شنود؛ دچار مشکلات زیادی در زندگی آینده خود خواهند شد. آن‌ها فاقد استقلال‌طلبی لازم و طبیعی هستند و بعدها احتمالاً از مشکلاتی جون کم‌رویی، عدم اعتمادبه‌نفس، نداشتن توانایی نه گفتن و فقدان قدرت تصمیم‌گیری رنج خواهند برد.

چه موقع می‌توان یک کودک را لجباز خطاب کرد؟

برخی از والدین و اطرافیان کودک زمانی که با کوچک‌ترین رفتارهای خودمختارانه کودک مواجه می‌شوند، به‌اشتباه او را لجباز خطاب می‌کنند؛ اما مسئله اساسی و مهم این است که مرز دقیق بین طبیعی بودن و غیرطبیعی بودن استقلال‌طلبی و حرف‌نشنوی کودک کجاست؟ از کجا بدانیم و تشخیص بدهیم که کودک نافرمانی طبیعی دارد یا این‌که رفتارهای او نشان از لجبازی و بروز مشکل است؟ به عبارتی کودکان لجباز چه نشانه‌ها و علائمی دارند و چه زمانی می‌توانیم بگوییم که کودک لجباز محسوب می‌شود و حرف‌نشنوی او دیگر از حد طبیعی خارج‌شده است؟

برای تشخیص این امر مهم‌ترین کار پیگیری و مشاهده رفتار کودک در یک دوره زمانی خاص است و چنانچه فرزند شما در یک بازه زمانی شش‌ماهه چهار مورد از رفتارهای اشاره‌شده در زیر را به‌صورت متوالی از خود نشان دهد؛ لجباز محسوب می‌شود. لازم به ذکر است که شدت این رفتارها به‌اندازه‌ای است که در ارتباط کودک با والدین و دیگر افراد خلل ایجاد می‌شود و کودک به دیگران دچار مشکل می‌شود.

1) پرخاشگری

کودک لجباز پرخاشگر هست و به‌سرعت در موقعیت‌هایی که به او دستوری داده شود و یا خواسته‌اش برآورده نشود، خشمگین شده و نمی‌تواند خشم خود را کنترل کند.

2) مشاجره کردن

کودک لجباز مدام در حال بگومگو کردن و جروبحث با والدین و یا افراد بالاتر از خود هست.

3) مخالفت کردن

زمانی که از کودکی عادی چیزی خواسته می‌شود و یا دستوری به او داده می‌شود، ممکن است آن را انجام دهد با به‌طور ضمنی آن را نپذیرد و یا در انجام آن تأخیر داشته باشد؛ اما کودک لجباز به‌صورت مستقیم و آشکارا با درخواست و یا قوانین بزرگ‌ترها مخالفت می‌کند و از خود مقاومت نشان می‌دهد.

4) ناراحت کردن عمدی دیگران

کودک لجباز گاهی باوجوداین که می‌داند اگر رفتار خاصی را نشان دهد موجب ناراحتی و آزار دیگران چون والدین می‌شود؛ اما آن کار را به‌عمد انجام می‌دهد.

5) سرزنش دیگران

کودک لجباز معمولاً مسئولیت رفتارهای خود را نمی‌پذیرد و دیگران را بابت رفتار نادرست و اشتباهات خود سرزنش می‌کند و آن‌ها را مقصر می‌داند.

6) زودرنج بودن

کودک لجباز باوجود همه سرکشی‌ها و نافرمانی‌هایی که دارد؛ اما درعین‌حال بسیار زودرنج و حساس هست و سر مسائل جزئی فوری آزرده و دلخور می‌شود و به‌نوعی از هم توقع دارد.

7) انتقام‌جویی و کینه‌توزی

کودک لجباز در کنار ناراحت کردن‌های عمدی دیگران، در درونش میل به انتقام گرفتن از دیگران و مراجع قدرت چون والدین دارد و گاهی در فرصت‌های مختلف سعی می‌کند از آن‌ها انتقام بگیرد.

علائم بالا با رفتارهایی چون گریه کردن، جیغ کشیدن، فریاد زدن، پا بر زمین کوبیدن، کتک زدن، بهانه‌گیری، دلقک‌بازی و تمسخر والدین، خرابکاری، بهانه‌تراشی و بگومگو ظاهر می‌شوند که درواقع، محور و علامت بارز همه این‌ رفتارها، حرف‌نشنوی و نافرمانی شدید و غیرطبیعی هست.

ارتباط لجبازی با بیماری اختلال سلوک

درصورتی‌که لجبازی درمان نشود، ممکن است در سنین بالاتر و نوجوانی شدیدتر شده و تبدیل به مشکلی شود که روانشناسان به آن اختلال سلوک می‌گویند. در اختلال سلوک که دو ویژگی اصلی آن نقض حقوق دیگران و قوانین اجتماعی است، کودک یا نوجوان رفتارهای ضداجتماعی مانند تهدید و ترساندن دائمی دیگران، یکسره دعوا کردن، استفاده از سلاح، عذاب دادن و شکنجه کردن مردم و یا حیوانات، زورگیری، دروغ‌گویی، دزدیدن وسایل دیگران بدون زدوخورد، شب بیرون‌ماندن‌های مکرر، فرار از خانه و مدرسه را از خود نشان می‌دهد.

البته ممکن است برخی از کودکان در سنین پایین اصلاً لجبازی نداشته باشند، اما به‌یک‌باره در نوجوانی رفتارهای مربوط به اختلال سلوک را از خود نشان دهند؛ اما معمولاً نوجوانان دارای اختلال سلوک در کودکی سابقه لجبازی داشته‌اند که درمان‌نشده است. درواقع استقلال‌طلبی طبیعی کودک ممکن است در اثر خطاهای والدین و دیگر دلایل به لجبازی تبدیل شود و همین لجبازی هم در اثر عدم درمان به‌تدریج به اختلال سلوک و رفتارهای بزهکارانه و درنهایت شخصیت ضداجتماعی تبدیل شود که مدام به نقض قوانین و آزار دیگران و احتمالاً اعتیاد کشیده خواهد شد.

مراحل لجبازی

عوامل مربوط به لجبازی کودکان 

با مشاهده رفتار کودکان شاید در نگاه اول تصور می‌شود که عامل اصلی لجبازی خود کودکان هستند؛ اما درواقع بیشتر عامل تأثیرگذار در لجبازی بچه‌ها خود والدین هستند. هرچند در به وجود َآمدن لجبازی یک عامل دخیل نیست و مجموعه عوامل در کنار هم موجب ایجاد لجبازی در کودکان می‌شود؛ بنابراین عوامل مربوط به لجبازی به دودسته عوامل مربوط به خانواده و عوامل مربوط به کودک طبقه‌بندی می‌شوند

مهم‌ترین عوامل مربوط به خانواده عبارت‌اند از: عدم توجه به کودک، اشتباه در نحوه دستور دادان، تنبیه جسمانی و روانی کودک، انتظارات غیرمنطقی از کودک، سبک تربیتی والدین و…

والدینی که روش تربیتی سخت‌گیرانه‌ای دارند، احتمالاً دارای انتظارات غیرمنطقی از کودکشان هستند و از تنبیه‌های جسمانی نیز استفاده می‌کنند. در مقابل والدینی که سبک تربیتی سهل‌انگارانه دارند، احتمالاً توجه افراطی به فرزندشان خواهند داشت و در تربیت کودکشان چندان مقتدر نیستند و کودک در خانواده‌‌ای که فاقد قوانین مشخص و واضحی است زندگی می‌کند.

همچنین مهم‌ترین عوامل مربوط به کودک عبارت‌اند از: بدعنق بودن، وراثت، پسر بودن، گرسنگی و بیماری و …

مواردی که مربوط به خود کودک می‌شوند نشان می‌دهند که خود کودک اختیار و سهمی در بروز آن‌ها ندارد و کنترل یا تشدید آن‌ها بیشتر در ارتباط به نحوه برخورد والدین با این مسئله هست.

راه‌های مقابله با لجبازی کودکان

توجه کردن

نوع انسان و به‌خصوص کودکان به توجه نیاز دارند و توانایی تحمل بی‌توجهی را ندارند و نمی‌توانند آن را تحمل کنند بنابراین در چنین مواقعی کودک ابتدا سعی می‌کند از طریق رفتارهای مناسب و مورد تائید والدین مانند آرام بودن، خوب غذا خوردن و رفتارهای مناسب دیگر توجه، نوازش و تائید والدین را به دست بیاورد و چنانچه در این صورت توجه لازم را دریافت نکند به‌صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به سراغ رفتارهای نامناسبی چون قشقرق کردن، فریاد زدن و … می‌رود. هدف اصلی و نهایی او جلب‌توجه است؛ و بااینکه می‌داند اگر کار خاصی انجام دهد پیامدهای منفی و ناخوشایندی مانند تنبیه در انتظارش خواهد بود، اما باوجوداین آگاهی، بازهم برای جلب‌توجه والدین آن کار‌ها را انجام می‌دهد.

پس واقعیت این است که کودک ابتدا تلاش می‌کند با رفتارهای مناسب توجه والدین را به خود جلب کند و وقتی‌که نتیجه نمی‌گیرد به‌مرورزمان به‌سوی تلاش‌های و رفتارهای نامناسب گرایش پیدا می‌کند و اتفاقاً هر زمان که رفتار نامناسبی چون گریه کردن از خود نشان می‌دهد والدین بلافاصله به او توجه می‌کنند و با این عمل خود موجب می‌شوند که کودک به انجام چنین رفتارهایی عادت کند.

توجه کردن به بچه‌ها

با توجه به این‌که یکی از علل اصلی لجبازی فقدان توجه کافی به کودک است، پس والدین باید همه تلاش خود را در تأمین این نیاز از طرق مختلف انجام دهند. البته باید توجه کرد که داشتن تعادل در این مورد همچون هر امر تربیتی دیگری، الزامی است.

شکل و میزان توجه والدین به فرزندان نمی‌تواند همیشه یکسان و یک‌جور باشد و کودک در سنین پایین‌تر بیشتر توجه غیرکلامی مانند نوازش را می‌طلبد و در سنین بالاتر شاید توجه کلامی برایش جذاب‌تر باشد. به‌طورکلی عوامل مختلفی بر میزان و شکل توجه تأثیرگذار هستند که بخشی از آن‌ها به شرح زیر می‌باشند:

خلق‌وخوی کودک: برخی از کودکان نسبت به دیگر کودکان به دلیل ویژگی‌های شخصیتی، نیاز بیشتری به توجه دارند؛ درحالی‌که برخی از کودکان ممکن است نیاز کمتری به توجه داشته باشند.

سن کودک: هرچقدر سن کودک کمتر باشد، نیاز به توجه و مراقبت در کودک بیشتر خواهد بود.

بیماری: هنگام بیماری نیاز به توجه افزایش می‌یابد و کودک در دوره بیماری یا نقاهت، بهانه‌گیر و حساس‌تر می‌شود.

تولد فرزند جدید: معمولاً بعد از تولد فرزند جدید نیز به دلیل این‌که توجه والدین ناخواسته و به‌ناچار بیشتر به سمت کودک جدید معطوف می‌شود، کودک نیازش به توجه بیشتر می‌شود.

جنسیت: به نظر می‌رسد که تا سنین 3 یا 4 سالگی نیاز به توجه در دختران و پسران به یک اندازه هست اما در سنین بالاتر، پسران نیاز کمتری به توجه آن‌هم از نوع محبت، نسبت به دختران دارند.

تعداد فرزندان: در خانواده‌های تک‌فرزند به دلیل نبود خواهر و یا برادر که می‌توانند تا حدودی تأمین‌کننده نیاز به توجه و بازی کودک باشند، احتمالاً والدین بیشتر از دیگر خانواده‌های شلوغ‌تر، مسئول و کانون اصلی تأمین نیاز به توجه کودک خواهند بود.

نادیده نگرفتن

مهارت نادیده گرفتن، یکی از مهارت‌های اصلی، ساده و کاربردی بسیار مهم در شکل دادن به رفتارهای کودک است که با استفاده از آن می‌توان از بروز بسیاری از رفتارهای نامناسب چون لجبازی پیشگیری نمود. کودکان رفتارهای نامناسب بسیاری را در طول دوره رشد خود نشان می‌دهند و قطعاً اشتباهات زیادی خواهند داشت. شما می‌توانید با نادیده گرفتن و چشم‌پوشی از برخی از این رفتارها، موجب کاهش یا حذف آن‌ها شوید.

گوش دادن

با نشان دادن توجه کافی به کودک، او دیگر برای جلب‌توجه دیگر مجبور نیست از رفتارهای نامناسب استفاده کند و بامهارت نادیده گرفتن هم می‌توانید برخی از رفتارهای نامناسب کودک که قابل‌چشم‌پوشی هستند را کاهش دهید؛ اما در کنار این دو مهارت گاهی اوقات رفتارهای نامناسبی از کودک بروز می‌کند که اغلب ناشی از احساسات او هست که بهترین مهارتی که می‌تواند این نوع رفتارهای نامناسب را کاهش دهد، مهارت گوش دادن است.

گوش دادن

در ارتباط با گوش دادن می‌توان گفت که عملی ارادی و آگاهانه همراه با توجه و تمرکز است و با شنیدن که یک عمل غیرارادی و بدون توجه و تمرکز است متفاوت هست.

یکی از فواید اصلی گوش دادن این است که این عمل نوعی توجه مثبت به کودک هست. درواقع خوب گوش دادن، نوعی توجه کلامی و غیرکلامی به کودک هست که باعث کاهش لجبازی و رفتارهای نامناسب کودک خواهد شد.

همیشه بین احساسات و رفتار کودک ارتباط مستقیمی وجود دارد. کودک وقتی می‌ترسد جیغ می‌کشد؛ وقتی خشمگین است، پرخاشگری می‌کند و … برای این‌که بتوانید رفتار کودک را به‌خوبی درک کنید، باید در ابتدا احساسات او را درک کرده و لازمه این درک خوب گوش دادن است.

همچنین خوب گوش دادن موجب شکل‌گیری ارتباط مطلوب و خوشایندی بین والدین و فرزندان می‌شود که نتیجه چنین ارتباطی، افزایش حرف‌شنوی کودک هست. هرچقدر رابطه بین والدین و کودک مثبت باشد؛ لجبازی و حرف‌نشنوی کمتر خواهد بود.

بنابراین زمانی که کودک لجبازی می‌کند و رفتارهای نامناسبی از خود نشان می‌دهد برای مقابله با آن بهتر است ابتدا به‌صورت مثبت موردتوجه کافی قرار داده شود و در مرحله بعد تا آنجایی که امکان دارد از مهارت نادیده گرفتن استفاده شود در این صورت برخی از رفتارهای نامناسب توسط خود کودک حذف می‌شود و درنهایت هم باید سعی کرد که کودک درک شود که برای انجام این کار گوش کردن به کودک بهترین ابزار هست.

گفتگو کنید

1 نظر

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *